نوشته های عاشقانه

دانلود رمان خواندن این رمان جرم است اثر آیدا قلی فر با لینک مستقیم دانلود و فرمت pdf با موضوع عاشقانه و اجتماعی دانلود رمان جدید

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
مشکل در نصب ویندوز ارور 0x70080017 و رفع خطا 0 1 mohammad
علت باز نکردن درب بازکن آیفون صوتی الکتروپیک 0 9 mohammad
بهترین جمله برای مخ زنی چیه؟ 0 16 mohammad
انتشار رمان در اینترنت - سایت اشتراک گذاری رمان 0 14 mohammad
قالب انجمن رزبلاگ ریسپانسیو واکنشگرا 0 41 mohammad
فروش دامنه بورس خلیفه | بورس خلیفه 0 42 mohammad

رمان خواندن این رمان جرم است

  • 15:25
  • 20  بازدید

دانلود رمان خواندن این رمان جرم است اثر آیدا قلی فر

دانلود رمان خواندن این رمان جرم است اثر آیدا قلی فر

خلاصه رمان خواندن این رمان جرم است

پیاده شدم، رفتم حیاط مدرسه از همین جا می تونستم صدای فروغ رو که داره میخونه و توی کلاس مجلس بزم به راه انداخته رو بشنوم، این نشون میداد که خانوم نوایی هنوز به کلاس نیومده . چشمام خورد به سیل عظیمی از برگهای خشک شده پاییزی ،وقتیم که باد می وزیده از رو شاخه می افتادن زمین… وسوسه ای افتاد به جونم که برم رو شونه قدم بزنم ، آروم آروم روی برگها پا میزدم و احساس می کردم برام آمپول آرام بخش تزیق میکنن، به خودم آومدم و دیدم که اوه دیر شده

دویدم طرف کلاس ، بدون در زدن پریدم توی کلاس دیدم خانوم نوائی با اون هیکل گنده که به زور روی صندلی خودش رو جا داده و یک ابروشم بالا داده و من رو آنالیز میکنه… _خانم نوایی: خوش اومدی دکتر چرا تشریف آوردید ؟میموندی خونه یکی نبود بهش بگه نه که همیشه خودت سروقت میایی، برعکس افکارم توی خودم خزیدم لبم رو دادم توی دهنم و آروم گفتم :

اجازه هس بشینم؟ تا حالا از کسی معذرتخواهی نکردم . سرش رو تکون داد و گفت بفرما ولی بار آخرت باشه ، رفتم نشستم پیش فروغ یکی زد پس گردنم و گفت _فروغ:خوب موش شدی آروم و پچ پچ وار گفتم _:فروغ حوصله ندارم مآ…خانم نوایی شروع کرد به درس دادن…. و من هم در عالم دیگه ای صید می کردم ، فکر امشب که چه جوری با ماهان روبرو خواهم شد ، خودم رو تویه لباس هایی که در کمد داشتم تصور می کردم… و آخرسر تصمیم گرفتم یک پیرهن سفید صدفی که یقه اشم والان داشت و تا زیر سینه بود ، با یک شلوار پارچه به رنگ صورتی کم رنگ و کمربند سفید موهای اتو کشیده

در عالم خودم بودم که احساس کردم چیز تیزی داره بازوم رو سوراخ میکنه آروم آخی گفتم و برگشتم سمت فروغ و گفتم :id iot به انگلیسی یعنی خیلی بیشعوری فروغ هم آروم لبخند زد ، که انگار با این نبودم زنگ خانم لطیفی معلم ریاضی رسید…. امتحان رو دادم و رفتم بیرون در کل خوب بود ۹۹یا ۹۱میشدم بالاخره خلاص شدم و زنگ آخر شد. رفتم بیرون هنوز جمشید نرسیده بود تکیه دادم به دیوار سرم پایین بود و زیر لب شعرمولانا را زمزمه میکردم:

دانلود رمان ارباب جدایی

***

دانلود رمان خواندن این رمان جرم است با لینک مستقیم و فرمت pdf

نام رمان: خواندن این رمان جرم است

نویسنده: آیدا قلی فر

موضوع: عاشقانه/اجتماعی

تعداد صفحات: 389

مطالب مرتبط:
لایک : 0
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

عاشقانه

عکس کیوت دخترونه مخصوص پروفایل

مجموعه ای از عکس های کیوت دخترونه جدید خاص و زیبا مخصوص پروفایل واتس اپ تلگرام و اینستاگرام

برای دیدن عکس ها کلیک کنید

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید