نوشته های عاشقانه

دانلود رمان سایه روشن اثر فاطمه خاوریان با لینک مستقیم دانلود و فرمت pdf موضوع عاشقانه و اجتماعی

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
مشکل در نصب ویندوز ارور 0x70080017 و رفع خطا 0 1 mohammad
علت باز نکردن درب بازکن آیفون صوتی الکتروپیک 0 10 mohammad
بهترین جمله برای مخ زنی چیه؟ 0 16 mohammad
انتشار رمان در اینترنت - سایت اشتراک گذاری رمان 0 15 mohammad
قالب انجمن رزبلاگ ریسپانسیو واکنشگرا 0 42 mohammad
فروش دامنه بورس خلیفه | بورس خلیفه 0 42 mohammad

رمان سایه روشن

  • 14:56
  • 7  بازدید

دانلود رمان سایه روشن از فاطمه خاوریان

دانلود رمان سایه روشن از فاطمه خاوریان

دانلود رمان سایه روشن اثر فاطمه خاوریان به صورت pdf

خلاصه رمان سایه روشن

از تمام دنیا تنها وابسته ی مادرم بود … حتی تا سن بیست و دو سالگی… رفتنش مثل شوک بود… از بابا بریده بود… مشکوک بود… تفاهم نبود… از من هم دل کند. … من ماندم و پدری که زن جوانش را به دخترش داد و وقتی زنش نخواست با من زندگی کند به جای بیرون از زندگیش مرا بیرون کرد… برای راحت کردن وجدانش هم یک آپارتمان کوچک برایم خرید… گفت. آذر نمی تواند با من زیر یک سقف باشد گفت خرجی ام را می دهد… سر میزند

اول هر روز سر می زد… بعد از دو روز یک بار… بعد از یک هفته یک بار… و بعد … و امان از بعدش… روز به روز بیشتر شکستم… بیشتر مردم… بیشتر روحم مرد… بیشتر تنهایی نابودم کرد…امیر مهربان با اشاره روی صورتم می کشد: – من بهت حق میدم تارا جان فقط میگم خودت و اذیت نکن چون در حال حاضر نه گذشته بر می گرده نه چیزی تغییر می کند. الانم که از زندگیت راضی ای نیستی ؟ راضی ؟ راضی کم است امیر جان… راضی خیلی کم است امیر حسین جان… این زندگی از سر من هم زیاد است

فقط می ترسم… فقط نای از دست دادن ندارم…فقط بی تو زندگی خانواده مرگی است… فقط همین بی بی آینده مرا تباه کردند… فقط… – تارا؟ لبخند می زنم: – من عاشق تو و زندگیمم! تقه ای به در می خورد و آرش با لیوان اب قند وارد می شود: – اینی مثل نامزدا می مونید هنوز ایششش ! میخندیم… امیر حسین آب قند را به دستم میدهم مادر جون وارد اتاق میشود: – بهتری تارا جان ؟ خوبم اگر قول بدهی پسرت تا ته دنیا مرا رها نمیکند

خوبم اگر همیشه تارا جان بمانم… خوبم اگر امیر حسین همیشه همین قدر مهربان باشد. .. – بهترم ممنون ببخشید میزبان خوبی نبودم امروز . – این حرفا چیه مادر مهمون سر زده پذیرایی نداره دیگه . امیر خیره فقط نگاهم می کند… از آن نگاه ها که می گوید دوستت دارم تارا… بد نباش تارا .. بدی حالت حالم را می گیرد تارا… گفته بود خودم مادرت میشوم پدرت میشوم.. خودم جای همه نیستم. هایت را میگیرم فقط تو بخند عزیزم …! خریدها را داخل عقب می گردانم و پشت فرمان می نشینم

دانلود رمان اشک خورشید

***

دانلود رمان سایه روشن با لینک مستقیم و فرمت pdf

***

نام رمان: سایه روشن

نویسنده: فاطمه خاوریان

موضوع: عاشقانه/اجتماعی

تعداد صفحات: 809

***

مطالب مرتبط:
لایک : 0
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

عاشقانه

عکس کیوت دخترونه مخصوص پروفایل

مجموعه ای از عکس های کیوت دخترونه جدید خاص و زیبا مخصوص پروفایل واتس اپ تلگرام و اینستاگرام

برای دیدن عکس ها کلیک کنید

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید