نوشته های عاشقانه

عکس و متن عاشقانه,متن عاشقانه,عکس نوشته زیبا,جملات احساسی,اس ام اس جدید,نوشته های خاص,عکس های ناب,جملات قشنگ

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
مشکل در نصب ویندوز ارور 0x70080017 و رفع خطا 0 1 mohammad
علت باز نکردن درب بازکن آیفون صوتی الکتروپیک 0 9 mohammad
بهترین جمله برای مخ زنی چیه؟ 0 16 mohammad
انتشار رمان در اینترنت - سایت اشتراک گذاری رمان 0 14 mohammad
قالب انجمن رزبلاگ ریسپانسیو واکنشگرا 0 41 mohammad
فروش دامنه بورس خلیفه | بورس خلیفه 0 42 mohammad

دعا برای شفای مریض

  • 14:31
  • 17  بازدید

عکس دعا کردن

بهترین دعا برای شفای بیمار و مریض و بیماری های لاعلاج

مریضی و بیماری از مواردی است که ممکن است برای بیشتر انسان ها پیش آید و برای بعضی از بیماری ها، روش های درمانی متعددی وجود دارد و در مقابل مریضی هایی هست که یا روش درمانی مشخصی ندارند و به اصطلاح صعب العلاج هستند. یا با اینکه روش درمانی دارند ولی سختی های بی شماری را به شخص بیمار تحمیل می کند، در چنین مواقعی یکی از بهترین راه های شفای بیماری ها و کسب بهبودی و سلامتی، توکل به خداوند و خواندن دعاهای مخصوص شفای بیماران و مریض که در روایات و قرآن کریم آمده است، می باشد.

بهترین دعا برای شفای مریض و بیماری های سخت


دعای شفای بیمار از حضرت صادق (ع)

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر زمان در کنار بیماری بودی، دست خود را بر سر بیمار بگذار و دعای شفای مریض را بخوان: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اللَّهِ مُوسَى نَجِيُّ اللَّهِ عِيسَى رُوحُ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْأَرْوَاحِ وَ الْأَوْجَاعِ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَزَائِمُ مِنَ اللَّهِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ (نام شخص و مادر او را می برد) لَا يَقْرَبُهُ إِلَّا كُلُّ مُسْلِمٍ وَ أُعِيذُهُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ كُلِّهَا الَّتِي سَأَلَ بِهَا آدَمُ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ إِلَّا انْزَجَرْتِ أَيَّتُهَا الْأَرْوَاحُ وَ الْأَوْجَاعُ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»

بعد از اتمام دعا، آیه الکرسی، سوره حمد، توحید، فلق و ناس را هر کدام یک بار و همچنین 10 آیه از سوره مبارک یس را بخوان و در انتها دعا زیر را بخوان: «اللَّهُمَّ اشْفِهِ بِشِفَائِكَ وَ دَاوِهِ بِدَوَائِكَ وَ عَافِهِ مِنْ بَلَائِكَ وَ تَسْأَلُهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.»

برای دیدن بقیه دعا ها به ادامه مطلب مراجعه کنین

دانلود رمان اژین

  • 13:24
  • 21  بازدید

دانلود رمان اژین از معصومه نوروزی

دانلود رمان اژین از معصومه نوروزی

دانلود رمان اژین اثر معصومه نوروزی با لینک مستقیم

دانلود و فرمت pdf

خلاصه رمان اژین

چند دقیقه بعد، مردی که قد متوسطی داشت و موهاش سفید شده بود،

با دو مرد دیگر، بعد از زدن تقه ای به در وارد اتاق شدن،

در مورد مرد رو به رویم که اتوی شلوارش هندوانه قاچ میکرد، چیزی نمیدونستم؛

ولی سپهر کاملا اون رو میشناخت و معتقد بود که شانس بهمون رو کرده؛ چون یارو صاحب شرکت نرم افزار بود

و از دار دنیا هم یه دختر داشت که همیشه براش دنبال بهترینها بود

چون پدر سپهر هم یکی از این کله گنده ها بود، توی یکی از جشنها همین مرد که فامیلیش

احمدیه گفته بود که دنبال یه پسر خوشتیپ و اهل زندگی برای دخترش میگرده.

از این نگاه هایی که از لحظه ورودش به من میانداخت، هیچ خوشم نمیاومد

و با اخمهای درهم نگاهش میکردم؛ ولی مجبور بودم بلند بشم و برای رسم ادب باهاش دست بدم.

بعد از خوش آمدگویی، رو به رویم روی مبل نشست و باز هم نگاه خاصش روی من بود.

سپهر وقتی اخم های درهم رفته ام رو دید،

با دست پاچگی کاغذ قرارداد رو مقابل مرد، روی میز گذاشت و با لبخند رو به مرد گفت:

برای دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه کنین

ابزار نمایش تقویم شمسی و میلادی

  • 0:31
  • 14  بازدید

کد ابزار نمایش تقویم شمسی و میلادی

کد ابزار نمایش تقویم شمسی و میلادی

با استفاده از این ابزار کاربردی می توانید تقویم شمسی (تقویم جلالی) و

یا تقویم میلادی را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهید.

این ابزار بصورت گرافیکی در دو طرح و با قابلیت نمایش سال های مختلف ارائه گردیده است.

برای نمایش سال ها و یا ماه های مختلف کافی است روی دکمه های بالای تقویم کلیک کنید.
 با کلیک روی کلمه امروز (today) می توانید به تاریخ امروز برگردید.

***

برای دریافت به ادامه مطلب مراجه کنین

کد ذکر ایام هفته

  • 0:1
  • 19  بازدید

کد ابزار ذکر ایام هفته

کد ابزار ذکر ایام هفته

ابزار نمایش ذکر ایام هفته برای وبلاگ و سایت

راهنمای مدیران سایت ها :

برای استفاده از این ابزار کافیست یکی از طرح های زیر را انتخاب کنید
كد را از باكس مربوطه كپي كرده و در کدهای قالب سایت خود ،

بخشی که میخواهید ذکر ایام هفته را در آنجا به نمایش بگذارید قرار داده و قالب خود را ذخیره کنید.

راهنمای وبلاگ نویسان :

برای استفاده از این ابزار کافیست یکی از طرح های زیر را انتخاب کنید
 كد را از باكس مربوطه كپي كرده

و در قسمت تنظيمات وبلاگ خودتان در بخش كدها و اسكريپت های اختصاصی وارد نماييد.

***

برای دریافت کد به ادامه مطلب مراجعه کنین

دانلود رمان قصاص

  • 14:54
  • 23  بازدید

دانلود رمان قصاص | سارا حسینی

دانلود رمان قصاص | سارا حسینی

دانلود رایگان رمان قصاص اثر سارا حسینی با لینک مستقیم دانلود

و فرمت pdf

***

خلاصه ای از رمان قصاص

چقدر ناله کردی هاله ! صد بار بهت گفتم پیش من این ناله هاتو نکن اعصاب ندارم !

از اون گذشته تو که هر کاری میخوای می کنی دیگه

نمی فهمم چرا همیشه ی خدا از همه شاکی و گله داری ! هاله:

نه که تو نیستی! انگار من نمیدونم از لج مامانت هر روز به یه نفر نخ میدی ،

صفحه ی چتت ماشالله یک ثانیه هم خالی نمیمونه بس تو مجازی آنلاینی و این و اونو مخ میکنی !

بدون این که بهم بر بخوره میخندم: _اما مثل تو شاکی نیستم ، برای آینده ام امیدوارم

آهی میکشم و با حسرت ساختگی کلامم میگم :

_بالاخره شاهزاده ی سوار بر اسب سفید منم برای خوشبخت کردنم میاد .

به جای هاله صدای مردونه ای از بالای سرم میگه: _نبینم حسرت شوهر رو دلت…

شوهر میخوای در حد صفر ، نو و آکبند بالای سرت وایستاده.

نیم نگاه گذرایی به هاکان که برق چشم های آبی رنگش توی تاریکی خیلی خوب هویداست می ندازم،

چشم هاش شباهت زیادی به چشم های زیبای هاله داشت

. با طعنه میگم : _تو مرد زندگی نیستی

دانلود در ادامه مطلب

متن تبریک تولد رفیق

  • 16:15
  • 22  بازدید

متن تبریک تولد رفیق و دوست صمیمی جدید با فونت خاص

متن تبریک تولد رفیق و دوست صمیمی جدید با فونت خاص

مجموعه ای از جملات و متن های تبریک روز تولد رفیق و دست صمیمی با

فونت خاص و جملات رمانتیک و کمیاب برای استوری و کپشن و بیو

***

سن تنها یک عدد است
اگرچه عدد سن تو بسیار بسیار زیاد است
اما به هر حال یک عدد است!
تولدت مبارک دوست پر سن و سال من

***

به جای شمردن شمع های روی کیک تولدت
خاطراتی را بشمار که در طول این سال ها با هم داشته ایم
تولدت مبارک دوست قدیمی من!

***

دوستی واقعی زمانی است که حتی سکوت میان دو نفر آرامش بخش شود.
تولدت مبارک دوست واقعی من!

***

دوستان خوب مانند درختان هستند
هرچه سنشان بیشتر می شود رابطه شان زیباتر می شود
جشن میلادت مبارک

***

دانلود رمان هانتر

  • 14:7
  • 133  بازدید

دانلود رمان هانتر | پرهام رسولی

دانلود رمان هانتر | پرهام رسولی

دانلود رایگان رمان هانتر اثر پرهام رصولی به صورت pdf با

لینک مستقیم دانلود

***

خلاصه ای از رمان هانتر

برگشت و با نگاه تیز و برنده ش، باعث شد نفس تو سینه م بمونه.

اما نه از ترس… بلکه چون داشتم زور میزدم و که از خنده جر نخورم…

صدای تیک خنده چند نفر باعث شد به سرعت سر به سمت بقیه بچرخونه و نفس همه حبس بشه از نگاه وحشیش.

اما من یاغی بودم و دلم می خواست بازم برینم بهش.

اوووف… خیلی حال می داد… برگشت و دوباره نگاهم کرد و گفت:

اتفاقا آشنا دارم اونجا… جا واسه کسایی که سندروم زبون بی قرار دارن و نمی تونن نگهش دارن تو حلقشون، زیاده.

ابرویی بالاانداخت و با حالت خاصی گفت: « بخاطر خواهرزاده م که اونجا کار می کنه، خیلی اعتبار دارم.

اگه بخوای می تونم سفارش کنم ثبت نامت کنن. »

اوه لعنتی… صدای انفجار خنده توی کلاس باعث شد عرق سرد روی تنم بشینه.

زنگ به صدا اومد و با خسته نباشید فتوحی، همه از جاهاشون بلند شدن و هرکس یجوری نگام می کرد.

اما من داشتم فتوحی رو نگاه می کردم که لبخند نداشت

اما نگاه از خودراضیش نشون می داد که از ریدمانش روی بنده راضیه

***

دانلود در ادامه مطلب

***

رمان ضمیر بی نهاد

  • 12:51
  • 81  بازدید

دانلود رمان ضمیر بی نهاد | ریحانه نصیری

دانلود رمان ضمیر بی نهاد | ریحانه نصیری

***

دانلود رمان ضمیر بی نهاد اثر ریحانه نصیری به صورت pdf

و لینک مستقیم دانلود

خلاصه ای از رمان ضمیر بی نهاد

هواپیما به آرومی روی زمین نشست و دل منم بالأخره آروم گرفت.

ساک دستی کوچکم رو برداشتم و با هیجان بسیار کمی که در وجودم رخنه کرده بود؛

همراه مامانم و بقیه مسافر‌ها از پلکان پایین اومدیم. لحظه‌ای که جلوی در خروج وایستادم باد خنکی صورتم رو نوازش کرد.

مانتوی مشکیم رو جمع کردم کمی سردم شده بود. هوای سرشار از خفگی و گرفتگی و وارد ریه‌هام کردم.

پاییز، بوی ماه مهر، بوی بازگشایی مدرسه‌ها رو میده؛ ایلیا‌ی من هم قرار بود به مدرسه بره ولی نشد.

چه خواب‌هایی که براش ندیده بودم.

چه رویاهایی که براش نبافته بودم. به دنبال مامانم راه افتادم.

زیر چشمی به صورت شاد و خندونش که کمی ناراحتی پشتش پنهون بود نگاه کردم،

رمان عاشقانه با دست‌های باریک و اندام ریزش ساک رو همراه خودش می‌کشید،

وقتی کنارش می‌ایستادم کمی ازش بلندتر بودم. شال سفیدی که سرش کرده بود به پوست سفیدش می‌اومد.

با صورتی خندون سمتم برگشت.
مامان: آقای صالحی قراره بیاد محسن کار داشت.

***

دانلود رمان در ادامه مطلب

دانلود کتاب اموزش خیاطی

  • 15:44
  • 20  بازدید

اموزش خیاطی

دانلود رایگان کتاب اموزش خیاطی مبتدی تا حرفه ای PDF

در این پست قصد داریم تا بهترین کتاب اموزش خیاطی اسان زنانه

از مقدماتی تا بیشرفته را به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهیم.

مقدمه:

هنر خیاطی مانند سایر هنرها روز به روز در حال پیشرفت است.

امروزه شاهد پیشرفتهایی در حوزه صنعت خیاطی نیز بوده ایم.

خیاطی نه تنها یک مهارت است بلکه می تواند به عنوان یک حرفه مستقل و اقتصادی، راهی برای  کسب درآمد باشد.

همانگونه که می دانید خیاطی بخش های مختلفی داردکه خیاطی و دوخت لباس زنانه قسمتی از آن می باشد.

در ادامه کتابی را برای شما تهیه کرده ایم که آموزش خیاطی زنانه را بطورت کامل و مرحله به مرحله به شما آموزش می دهد.

می توانید این کتاب را که در قالب فایل pdf می باشد بطور رایگان دانلود کرده و از آموزش های آن استفاده نمایید.

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

عکس پروفایل دخترونه بدون متن

  • 13:11
  • 76  بازدید

عکس پروفایل دخترونه با گیتار

عکس پروفایل دخترونه بدون متن خاص و رمانتیک

***

مجوعه ای از عکس های شاد و غمگین بدون متن دخترونه مخصوص

پروفایل شبکه های اجتماعی واتس اپ, اینستاگرام , تلگرام و ...

عکس پروفایل دخترونه خاص

عکس پروفایل دخترونه

عکس پروفایل دخترونه جدید

عکس پروفایل دخترونه غمگین

***

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

***

رمان هاید

  • 12:55
  • 30  بازدید

دانلود رمان هاید

دانلود رمان هاید | مرجان جانی

دانلود رمان هاید اثر مرجان جانی به صورت pdf

رمان هاید

خلاصه رمان هاید

نفس حبس شدم رو بیرون دادم و خودم رو از داخل آب کشیدم بیرون…
دوباره نفس گرفتم و خواستم حرف بزنم که دوباره با دستاش به شونه‌هام فشار اورد و سرم رو برد داخل آب..
از زیر اب و یخ‌هایی که روی آب نقش می‌بست چهرش رو میدیدم..
درحالی که میخندید دستاش رو به شونم فشار میداد و اجازه بیرون اومدن بهم نمیداد..
کل بدنم یخ بسته بود… پاهام رو دیگه احساس نمی‌کردم..
به دستام که روی دستاش قرار داشت رمان تخیلی نگاه کردم… رنگشون سفید شده بود…
دیدم تار شد و چهره خندونش رو دیگه ندیدم.. فشار دستاش رو شونم کم شد و کلا ازم جدا شد…
ولی هیچ جونی تو تنم نمونده بود که بخوام بیرون بیام. کم کم تمام هوشیاریم رو از دست دادم..
چشمام رو باز کردم و خودم رو از بین یخ‌ها بیرون کشیدم و یه نفس عمیق کشیدم…
همونطور که قفسه سینم بالا پایین می‌شد شروع کردم به سرفه کردن..
به اطراف نگاه کردم ..
اینجا دیگه کجاست؟؟
من تو این همه یخ چیکار می‌کنم؟؟؟
با لرزی که تو تنم افتاد از وان بیرون اومدم و عقب عقب رفتم و به وان پر یخ نگاه کردم..
من مردم؟ این یعنی چی؟ چطوری اون تو بودم..؟!
با برخوردم به دیوار چشم از وان گرفتم و وحشت‌زده برگشتم عقب و به دیوار نگاه کردم.

دانلود رمان هاید در ادامه مطلب

رمان سالتو

  • 15:38
  • 42  بازدید

دانلود رمان سالتو + مهدی افروزمنش

دانلود رمان سالتو + مهدی افروزمنش

دانلود رمان سالتو اثر مهدی افروزمنش به صورت pdf

رمان سالتو

خلاصه ای از رمان:

زانوهام می سوخت و سفیدی پام را پشنگه های خون قرمز کرده بود.

از ناخن پای راستم هم انگار که شیر خراب باشد خون چکه می کرد و نمی دانستم نگاهش کنم یا نه.

نمی خواستم سرم را بلند کنم. دلایل خودم را داشتم؛ از همه مهم تر غرورم بود و چشم های قرمزشده ام،

یکهو صدایی داد زد «بيا نادر، پیداش کردم؛ این جاست.»

بم بود و جذاب، از آنهایی که انتظار داری از رادیو بشنوی،

نه از توی دستشویی نمور گند گرفته یک سالن ورزشی زهواردررفته. باز هم سرم را بلند نکردم

شاید دست شویی را پیدا کرده بودند و شاید هم منظورشان کس دیگری بود.

به هیچ وجه منتظر کسی نبودم و حتم به یقین کسی هم پی من نمی گشت.

چند ثانیه ای صدایی نیامد. بعد در آهنی جیغی کشید و بازتر شد.

دومی رسیده نرسیده گفت «پسر، تو معرکه…»

ادامه جمله اش را خورد و بهت زده گفت «سيا، این چرا این شکلیه؟»

باید سرم را بلند می کردم، با اشک چشمهام تار می دیدم شان

دومی مرد چهارشانه قد کوتاهی بود که موش را به دقت یک جراح از چپ به راست شانه کرده بود و کنارش سیا بود،

با یک پالتو نخودی رنگ و کفش هایی که کثافت های سقف را مثل آینه نشان می داد.

قد بلند و موی نقره ای کوتاه داشت که بالای صورت کشیده اش مرتب شده بود.

سیا چیزی نمی گفت، دوروبرم را نگاه کردم، سه نفر بودیم. دیگر شکی نداشتم که به خاطر من آن جا بودند

نادر دستش را که به بینی اش بود برداشت و آمد سمتم جلوم چمباتمه نشست،

انگار سال هاست می شناسدم دستش را روی شانه ام گذاشت و طوری پرسید «مربیت کیه بچه؟»

که فکر می کردی مجبوری جوابش را بدهی. عطرش کمی ہوی گه دست شویی را پس زده بود.

جواب ندادم. حال حرف زدن نداشتم. فقط نگاهش کردم.

بعد دست بردم ساک دستی پلاستیکی ام را برداشتم تا قبل هر اتفاق دیگری بزنم بیرون.

با من بلند شد و باز پرسید «مربیت کیه؟» تو گویی آسمان دهن باز کرده و من و او افتاده بودیم

بر آن موزاییک های جرم گرفته که وظیفه ازلی ابدی انسان را انجام دهیم؛ گفت و گو.

او سؤال بپرسد و من جواب بدهم. بی حوصله گفتم «مربی؟ مربی چی؟»

گلف که نیومدی، داشتی کشتی می گرفتی دیگه!» خوشم آمد. گفتم «مربی ندارم.»

*****

برای دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه کنین

*****

رمان جهانه گیتی

  • 14:42
  • 53  بازدید

دانلود رمان جهانه گیتی + شادی صالحی

دانلود رمان جهانه گیتی + شادی صالحی

دانلود رمان جهانه گیتی اثر شادی صالحی به صورت pdf

رمان جهانه گیتی

خلاصه ای از رمان:

خنده ای کردم و اشاره کرد به یخچال و همون‌طور ک داشت سیب زمینی پوست می‌گرفت گفت:

مامان جان یکم شربت ببر برا عمو اینات تازه رسیدن تو این گرما هلاک شدن.

چشمی گفتم و سمت یخچال رفتم و سن ایچ پرتقالیو و بطری ابو از تو یخچال

رفتم سمت کابینتا و لیوانارو برداشتم و شربت ریختم توش و خواستم ببرم که امیر از دستم گرفت و برد جلوی همه گرفت.

وقتی دیدم حواس همه پرته رو به امیز گفتم: امیر بیا بریم لب تاپ منو درست کن

منظورم و متوجه شد و پشت سرم راه افتاد وقتی رسیدیم تو اتاق و سریع درو بستم و رو بهش گفتم چیشده؟

انگار گفتن حرفش واسش سخت بود دستی روصوتش کشید نفسی عمیقی کشید و باز خیره خیره نگام کرد.

کلافه شدم و رفتم رو تخت کنارش نشستم -امیر میشه حرف بزنی قلبم در اومد چشماشو بست

و خدا نکنه ارومی زیر لب زمزمه کرد،همونطوری که چشماش بستع بود گفت: امروز خونه ی حاج منصور بودم.

با شنیدن حرفش یچی ریخت تو دلم میدونستم چشماشو باز نمیکنه تا نبینم که چشماش تره

دستمو بردم سمت یقم و یکم کشیدمش تا راحت تر بتونم نفس

بکشم با صدایی که سعی میکردم نلرزه گفتم:

چیشد؟ پاشد و روبه روم نشست وسرشو تکیه داد به شونم -گیتی من نمیخام دختر حاج منصورو بگیرم.

با گفتن این حرفش بغض کردم،منو امیر شاید اعتراف نمیکردیم

ولی جفتمون میدونستیم جونمون براهمدیگه درمیره.

حاج منصور داییه امیر بود و تو خونواده سنتی ما دختر حاج منصور ینی ارزو نشون شده ی امیر بود!

قدرت زدن هیچ حرفیو نداشتم خواستم دستمو دور کمرش

حلقه کنم و عطر تلخشو ببلعم ولی صدای پای کسی اجازه نداد...

*****

برای دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه کنین

*****

رمان خوشبختانه من یک زنم

  • 13:30
  • 73  بازدید

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم + آذین بانو

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم + آذین بانو

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم اثر آذین بانو به صورت pdf

رمان خوشبختانه من یک زنم

خلاصه ای از رمان:

انگار میدونست تهدیدم تو خالیه که شاد خندید. با جیغ برگشتم سمت یاسر:

_یاسر بگو نزدیک نیان خودمو میکشم بخدا.

خونمو میندازم گردنتون یاسر اونقدر سرگرم مژگان بود که مطمئن بودم چیزی نشنیده بود….

اونقدر جیغ زدمو و به صورت اون حیوون چنگ زدم که خودم خسته شدم.. میدونستم گرفتار کفتار شده بود.

بهم عارض شده بود… من چیزی واسه از دست دادن نداشتم دیگه. یاسر ایستاده بود بالا سرم

آخرین چیزی که یادم میاد چهره یاسر بود که داشت با بهت نگاهم میکرد.

بیهوش شدم وقتی که چشم باز کردم داخل بیمارستان بودم.همه چیز یادم اومده بود.

من تمام حیثیتمو باخته بودم…. در اتاق باز شد…. مامان با عمو امین اومد داخل..

مامان با گریه کنار تخت ایستاد  دست کشید رو سرم. بی تفاوت نگاهش کردم.

عمو امین یه قدم دیگه اومد نزدیک تر و درست کنار مامان ایستاد.

دست کشید به ته ریشش و نفسشو پر صدا آزاد کرد

شوهر مامان بود.. وقی بابا ولمون کرد  بی هیچ توضیحی رفت.

با وکالتی که داده بود مامان طلاق گرفت.من فقط چهار سالم بود…

مامان مجبور بود بخاطر اینکه خرجمونو در بیاره تو خونه های مردم کار بکنه.

عمو امین یکی از همون آدمایی بود که مامان تو خونشون کار می کرد.

زنش ام اس داشت و داشتن از هم جدا میشدن.. به مامان پیشنهاد ازدواج داد.

تو همون سن کمم میتونستم بفهمم نمیتونم با این ازدواج کنار بیام اما واقعیت این بود که از من کاری بر نمیومد.

******

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

******

مداحی دنیا محل گذره ولی از روضه هات نه حسین

  • 15:47
  • 19  بازدید

دانلود مداحی دنیا محل گذره ولی از روضه هات نه حسین

دانلود مداحی دنیا محل گذره ولی از روضه هات نه حسین 

دانلود نوحه محمد حسین پویا نفر دنیا محل گذره ولی

از روضه هات نه حسین با لینک مستقیم به همراه متن

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

عاشقانه

عکس کیوت دخترونه مخصوص پروفایل

مجموعه ای از عکس های کیوت دخترونه جدید خاص و زیبا مخصوص پروفایل واتس اپ تلگرام و اینستاگرام

برای دیدن عکس ها کلیک کنید

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید