نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: شروع از پایان نویسنده: سامان شهریور موضوع: عاشقانه / فانتزی تعداد صفحات: 247 دانلود رمان با لینک مستقیم ♥&as

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
علائم خرابی و تست شارژر موتور سیکلت 0 15 mohammad
تبدیل شارژر پنج سیم به چهار سیم موتورسیکلت 0 10 mohammad
دانلود فیلتر شکن پرسرعت و قوی اندروید vpn for android 0 66 mohammad
کانال تلگرام سیگنال vip بورس رایگان 0 26 mohammad
فیلتر ورود پول هوشمند بورس 0 19 mohammad
فیلتر شناسایی سهام مستعد رشد و شارپی در بورس 0 37 mohammad

رمان شروع از پایان

  • 22:2
  • 62  بازدید

دانلود رمان شروع از پایان نویسنده سامان شهریور

دانلود رمان شروع از پایان نویسنده سامان شهریور

قسمتی از رمان شروع از پایان

بهش نگاه نکردم‌، دستمو هل داد اونور و روشو کرد طرف پنجره و زیر لب غر زد:
_ به درک که نمیبخشی… چه نازی میکنه واسه من.
به سختی بغضم و خوردم که اشکام در نیاد، پسره‌ی پررو….
آدرس خونه‌ش و داد منم بدون گفتن حرفی فقط روندم.خونه‌ش تو یه محله‌ی خوب و خوش آب و هوا بود، اما چه فایده‌، کل شهرو بوی گند مرده گرفته بود، وقتی پیاده شدیم گفت:
_ باید مرده‌هارو جمع کنیم،رمان شروع از پایان pdf
قهرمو یادم رفت:؟
_ چی؟ میخوای این همه مرده رو چیکارش کنی؟
_ میسوزونیمشون‌، نکنه میخوای تو این هوا نفس بکشی؟
در خونه رو باز کرد و رفتیم داخل، یه حیاط خیلی بزرگ و رمان تخیلی خوشگل داشت که پر از دار و درخت بود با یه ساختمون خیلی لوکس و مدرن خوشگل.
موقع داخل رفتن کمکش میکردم، بهم گفت اتاقش کدوم وره و راه افتادیم، در همین حین به دور و بر خودم نگاه میکردم، خونه‌ی بزرگ و روشنی بود و با وسایل خیلی شیکی هم تزئین شده بود، کمکش کردم که رو تختش دراز بکشه، به تخت دونفره و اتاق خوشگلش نگاه کردم و پرسیدم:
_ خانومتون و تو این حادثه از دست دادین؟
با لحن خشک و رسمی ای جواب داد:
_ نخیر، اونو دو سال پیش از دست دادم. الان پدر و مادرم و از دست دادم.
_ متاسفم، منم مادرم و از دست دادم، آرش هم پدر و مادربزرگشو.

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید