نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: تا ابد با هم نویسنده: مائده جابری موضوع: عاشقانه / طنز تعداد صفحات: 1044 دانلود رمان با لینک مستقیم ♥≈

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
کانال پول داغ بورس | فیلتر پول داغ 0 1694 mohammad
فیلتر کد به کد حقیقی به حقوقی | خروج پول حقیقی 0 368 mohammad
فیلتر کد به کد حقوقی به حقیقی | ورود پول حقیقی 0 291 mohammad
فیلتر سرانه خرید حقیقی دو برابر سرانه فروش حقیقی 0 364 mohammad
فیلتر اردر ترس در بورس 0 240 mohammad
فیلتر اردر حمایتی در بورس 0 281 mohammad

رمان تا ابد با هم

  • 14:03
  • 30164  بازدید

دانلود رمان تا ابد با هم نویسنده مائده جابری

دانلود رمان تا ابد با هم نویسنده مائده جابری

خلاصه رمان تا ابد با هم

“رامش” بزور مقنعمو روی سرم نگه داشتم و با اخمای توهم از این لباس فرم مسخره و بر گشت دوباره به مدرسه سمت پله ها راه افتادم تا برم توی حیاط و پاتوقمون. هانا و کیان اونجا منتظر منو جانان و ساحل بودن ولی خب جانان خانوم تا چشمش به آینه خورد مشغول مرتب کردن موهاش و گرفتن فیگورای مختلف جلوی اینه شد، منو ساحلم چون اصلا حوصله ی صبر کردن نداشتیم خودمون راه افتادیم تا بریم پایین. هنوز پامو روی پله ی اول نذاشته بودم که صدای داد جانان اومد: صبر کنین منم بیـ جیغ…

جانان روی تک تک پله ها میوفتاد و پایین می رفت، مثل وقتایی که مثلا میخوای نشسته از روی پله ها دونه دونه پایین بری اون با شدت از پله ها قل میخورد، یعنی دقیقا مثل سرسره بازی ساحل با ریتم و قیافه ی خندون با هر بار بالا رفتن و پایین اومدن جانان میخندید بالاخره پله ها تموم شد و جانان با ماتحت صاف شده و قیافه ی جمع شده پایین پله ها افتاد. نمی تونستیم از شدت خنده خودمونو کنترل کنیم و با صدای بلند می خندیدیم نه فقط ما، بلکه هر کی توی راه رو بود هم می خندید. جانان با بدبختی پا شد و گفت: ذلیل نشید الهی! منو مسخره میکنین؟ بیشعورای مفنگی…