نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: لحظه دیدنت نویسنده: تهمینه ارجمندپور موضوع: عاشقانه تعداد صفحات: 247 دانلود رمان با لینک مستقیم ♥≈&he

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
لوله کشی برق ساختمان سقف تیرچه بلوک با لوله خرطومی 0 74 mohammad
آموزش سیم کشی کلید دو پل با نقشه 0 118 mohammad
علائم خرابی و تست شارژر موتور سیکلت 0 454 mohammad
تبدیل شارژر پنج سیم به چهار سیم موتورسیکلت 0 214 mohammad
دانلود فیلتر شکن پرسرعت و قوی اندروید vpn for android 0 301 mohammad
کانال تلگرام سیگنال vip بورس رایگان 0 162 mohammad

رمان لحظه دیدنت

  • 0:15
  • 123  بازدید

دانلود رمان لحظه دیدنت نویسنده تهمینه ارجمندپور

دانلود رمان لحظه دیدنت نویسنده تهمینه ارجمندپور

قسمتی از رمان لحظه دیدنت

در میان گرگ‌ومیش غروب یکی از روزهای سرد اواخر دی ماه، با قدم‌های شمرده و بی‌رمق به طرف خانه می‌رفتم.

مثل همیشه افکار مشوشم را مانند جسمم با سنگینی از این‌طرف به آن‌طرف می‌کشاندم و رمان عاشقانه مداوم بی‌آنکه بخواهم بین وقایع گذشته و حال غوطه‌ور بودم.

برای رهایی از اندیشه‌های آزاردهنده‌ی ذهنم به خیال‌بافی پناه می‌بردم و برای هزارمین‌بار صورت‌های دیگری از زندگی را که می‌توانستم داشته باشم را تجسم می‌کردم، ولی در نهایت با حال استیصال می‌رسیدم به زمان حالی که درونش طلسم شده‌ام. انگار فصل یخ‌زده‌ی زمستان زندگی ما، با تمام دردهایش خیال تمام شدن نداشت.
هنوز هم هفته‌ها بعد از مرگ پدرم بر سر خاکش می‌رفتم تا باور کنم که او را تا ابد ندارم، مثل تمام چیزهای باارزشی که داشتم و یکی‌یکی از دست‌شان دادم. راستی یادم افتاد شاهرخ حتی پدر واقعی‌ام نبود!
سال‌ها پیش وقتی بچه بودم، مادرم بعد از فوت همسر اولش با اصرار و سماجت با او ازدواج کرد. عشقی بی‌مانند که از نوجوانی در وجودشان ریشه دواند تا بعد از سال‌ها انتظار و دوری بالاخره به ثمر نشست. 

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید