نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: با نگاهت آرامم کن نویسنده: فاطمه تبریزیان موضوع: عاشقانه / کلکلی تعداد صفحات: 370 دانلود با لینک مستقیم ♥&as

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
علائم خرابی و تست شارژر موتور سیکلت 0 15 mohammad
تبدیل شارژر پنج سیم به چهار سیم موتورسیکلت 0 10 mohammad
دانلود فیلتر شکن پرسرعت و قوی اندروید vpn for android 0 66 mohammad
کانال تلگرام سیگنال vip بورس رایگان 0 26 mohammad
فیلتر ورود پول هوشمند بورس 0 19 mohammad
فیلتر شناسایی سهام مستعد رشد و شارپی در بورس 0 37 mohammad

رمان با نگاهت آرامم کن

  • 14:26
  • 121  بازدید

دانلود رمان با نگاهت آرامم کن نویسنده فاطمه تبریزیان

دانلود رمان با نگاهت آرامم کن نویسنده فاطمه تبریزیان

قسمتی از رمان با نگاهت آرامم کن

سه هفته بود که خونه عمو بودم… تو این سه هفته با این که اصـلا حوصله ندا شتم با علی کل تهران و گشتیم… عمه اینا زیاد به خونه عمو می آمدن چند بار هم ازم دعوت کردن که به خونشون برم ولی من در کمال ادب دعوت شونو رد کردم آخه خونه عمو راحت تر بودم… چون عمو خیلی شبیه بابا بود… زن عمو هم یه جورایی مادرم حساب میشه… اخه با علیرضا خواهر و برادر رضایی هستیم… علیرضا خیلی سعی می کرد که با مسخره بازیاش منو بخندونه ولی من فقط میتونستم خنده های

مصنوعی تحویلش بدم… خودشم می فهمید که خنده هام مصنوعیه… ارشام همیشه میگه وقتی میخندی چشاتم میخنده ولی الان این چشـم ها خیلی وقته سرد و بی روح شده. – سلام عمو جون خوبین؟ عمو سرشو از روی روزنامه بالا آورد و نگاه با محبتی بهم انداخت – سلام دختر گلم چه عجب خونه ای. به طرفش رفتم و بوسه ارومی روی گونه عمو نشوندم… روی مبل روبه روی عمو نشستم. -خب راستش عمو جون براتون یه زحمتی داشتم. -زحمت چیه عزیزم تو رحمتی… بگو دخترم -عمو راستش

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید