نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: کوتاه سایه احساس نویسنده: فاطمه قاسمی اسکندری (هورزاد) موضوع: عاشقانه / درام تعداد صفحات: 102 دانلود رمان با لینک مس

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
علائم خرابی و تست شارژر موتور سیکلت 0 15 mohammad
تبدیل شارژر پنج سیم به چهار سیم موتورسیکلت 0 10 mohammad
دانلود فیلتر شکن پرسرعت و قوی اندروید vpn for android 0 66 mohammad
کانال تلگرام سیگنال vip بورس رایگان 0 26 mohammad
فیلتر ورود پول هوشمند بورس 0 19 mohammad
فیلتر شناسایی سهام مستعد رشد و شارپی در بورس 0 37 mohammad

رمان کوتاه سایه احساس

  • 12:17
  • 16  بازدید

دانلود رمان کوتاه سایه احساس نویسنده فاطمه قاسمی اسکندری (هورزاد)

دانلود رمان کوتاه سایه احساس نویسنده فاطمه قاسمی اسکندری (هورزاد)

قسمتی از رمان کوتاه سایه احساس

کارش همین بود، دوره کردن حرف‌هایی که هرگز فرصت مبدل شدن به واقعیت را نداشتند. حالش اصلاً خوب نبود، حالِ قلبش بیشتر. دلش می‌خواست قلبی را که برای اوی بی احساس می‌کوبد از سینه در بیاورد و زیر پا له کند!
– روشنا! حق داری، حق داشتی؛ ولی لطفاً دیگه تمومش کن، منم کم‌ نکشیدم. نمی‌خوام‌ دوباره همه‌ چی رو به یاد بیارم باشه؟
او دنبال این بود که همه‌ی حق‌های جهان برای خودش باشد؟ نه.
او فقط نیاز به درک داشت. نیاز به فهمیده شدن. ولیکن بی‌خود بود داشتنِ چنین انتظاری از او که هیچ از درک کردن و درک شدن نمی‌دانست.
نفرین بلد نبود، اما نمی‌توانست ببخشد، رمان عاشقانه نمی‌توانست فراموش کند، قلبش راضی به بخشش نبود.
نوشت و نوشت.
– هر چی هم برات توضیح بدم نمی‌فهمی توی قلب لامصب من چی می‌گذره. منم جای تو بودم نمی‌خواستم به یاد بیارم تو الآن حالت خوبه کوکِ‌کوک! بایدم نخوای به یاد بیاری. بخشیدم؛ ولی یادم نمیره قلبم رو چطور سوزوندی. یادم نمیره چه شب‌هایی تا صبح گریه کردم. من رو بدجور شکستی، دلم رو. نمی‌تونم ببخشم. برو از خدا بخواه شاید ببخشه! من که نه؛ ولی به خدا التماس کن شاید خدا ببخشه. نمیگم نفرین می‌کنم، نه اصلاً؛ ولی نمی‌تونم ببخشم قلبم نمی‌تونه ببخشه برو از خدا بخواه شاید ببخشه، شاید ببخشه.
حالا پشیمان بود، پشیمان بود که گفته بود نمی‌بخشد.

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید