نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: من خیالی نویسنده: مائده حاجی حسینی موضوع: عاشقانه / فانتزی تعداد صفحات: 766 دانلود رمان با لینک مستقیم ♥&asy

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
کانال پول داغ بورس | فیلتر پول داغ 0 2062 mohammad
فیلتر کد به کد حقیقی به حقوقی | خروج پول حقیقی 0 446 mohammad
فیلتر کد به کد حقوقی به حقیقی | ورود پول حقیقی 0 349 mohammad
فیلتر سرانه خرید حقیقی دو برابر سرانه فروش حقیقی 0 434 mohammad
فیلتر اردر ترس در بورس 0 292 mohammad
فیلتر اردر حمایتی در بورس 0 342 mohammad

رمان من خیالی

  • 14:59
  • 177  بازدید

دانلود رمان من خیالی نویسنده مائده حاجی حسینی

دانلود رمان من خیالی نویسنده مائده حاجی حسینی

قسمتی از رمان من خیالی

با قدم‌هایی آهسته و شمرده‌شمرده به طرف لبه‌ی پنجره‌ی اتاقش قدم برداشت؛ پرتوهای نازکی از نور خورشید روی فرش گلبهی رنگ که با کاغذ دیواری‌های اتاق هم سِت بود؛ افتاده بود و یک روشنایی آرامش‌بخش و ملایم به فضا بخشیده بود.
اما چه فایده که سایا از این یک‌نواختی و روزهایی که اندک تفاوتی در فردا و امروزش مشاهده نمی‌شد بیزار بود!
دستش را دراز کرد و پنجره‌ی متوسط اتاق را کامل باز کرد؛ باد ملایمی موهای قهوه‌ای رنگ و لختش که انتهای آن‌ها کمی هم حالت‌دار بود را نوازش کرد؛ نفس عمیقی کشید؛ به کوچه‌ی خلوت و ساکت همیشگی چشم دوخت.
طولی نکشید که چشمش به جلد فیروزه‌ای رنگ کتابی که روی لبه‌ی پنجره قرار داشت افتاد؛ لبخند کم‌ رنگی کنج لبش نشست؛ دست به کار شد و به زحمت روی لبه‌ی پنجره نشست و کتاب را لابه‌لای انگشتان کشیده‌اش قرار داد.
پلک‌هایش را روی هم گذاشت و چشمانش را بست؛ چهره‌ای متمرکز به خود گرفت. چهره‌اش طوری شده بود که هر کس او را از دور می‌دید فکر می‌کرد در حال کار کردن یوگا است!
بعد از چند ثانیه آهی کشید و با صدای دخترانه و لطیفش زمزمه کنان گفت:
– وای! فلور…تو نباید اون حرف‌ها رو بهش می‌زدی. اون به تو وفادار بود؛ آ…آخه اون عاشق تو بود. چرا باهاش این کارو کردی؟
چشمانش را که حالا حس گرفته بودند باز کرد و جا جای اتاقش را از نظر گذراند.