نوشته های عاشقانه

مشخصات رمان خودم و خودت نام رمان خودم و خودت نویسنده محدثه نامنی فرمت کتاب pdf تعدادصفحات 700 زبان فارسی موضوع رمان عاشقانه دانلود رمان با لینک مست

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
بهترین کانال vip بورس در تلگرام 0 63 mohammad
علت سوختن سریع لامپ موتورسیکلت 0 382 mohammad
لوله کشی برق ساختمان سقف تیرچه بلوک با لوله خرطومی 0 180 mohammad
آموزش سیم کشی کلید دو پل با نقشه 0 185 mohammad
علائم خرابی و تست شارژر موتور سیکلت 0 1279 mohammad
تبدیل شارژر پنج سیم به چهار سیم موتورسیکلت 0 620 mohammad

رمان خودم و خودت

  • 14:22
  • 655  بازدید

دانلود رمان خودم و خودت نویسنده محدثه نامنی

دانلود رمان خودم و خودت نویسنده محدثه نامنی

خلاصه رمان خودم و خودت

با خنده پشت میز میشینم و ناهار تو جمع دوستانه و صمیمانه ی خونواده خورده میشه تشکر میکنم و به سمت اتاقم میرم.خبب خبب بخوام توضیحی درمورد خودم بدم میتونم بگم که…ما یه خانواده ی چهار نفره هستیم بابام امیر جهانی و مامانم رضوانه جهانی (دخترعمو پسرعمو هستن)که بچه ی اولشون مهرانِ با ۲۲ سال سن و بعدش من با ۲۰ سال سن.بابا شرکت صادرات و وارداتی داره و مهران توی مدیریت اونجا کار میکنه مامانم وکالت خونده و الان وکیله؛من با رفیقای خوبم تو مدرسه از شیشم دبستان باهم بودیم تا الان که رشته هامونو یکی زدیم و تو رشته ی موردعلاقمون یعنی عکاسی قبول شدیم.

سری به گوشیم میزنم و نت رو روشن میکنم، رمان میبینم که ماکان (پسرخاله ام) پی ام داده: مبااارکه شنیدم دانشگاه قبول شدی.

جا میخورم!!چه زود خبر ها بهش رسیده،تایپ میکنم: سلام اره

بعد چند دقیقه دوباره صدای گوشیم بلند میشه: عه ببخشید سلام محدثه خانم احوال شما؟ حالا کجا قبول شدی؟

با حرص براش مینویسم: تو که امارا بهت رسیده واسه چی میپرسی؟

ماکان هم مثل خودم جواب میده: چه خشن چته؟خوبی هم بهت نیومده هاا

دیگه جوابش رو ندادم که یهو یادم اومد دانشگاهی که قبول شدم ماکان اونجا درس میخونه وااای خدا،بخاطر همیین پیام داده.گوشیم رو کنار گذاشتم پاشدم اماده بشم رفتم سمت کمدم اتاقی ترکیب از رنگ های توسی و نوک مدادی هستش .

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید