نوشته های عاشقانه

عکس و متن عاشقانه,متن عاشقانه,عکس نوشته زیبا,جملات احساسی,اس ام اس جدید,نوشته های خاص,عکس های ناب,جملات قشنگ

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
مشکل در نصب ویندوز ارور 0x70080017 و رفع خطا 0 2 mohammad
علت باز نکردن درب بازکن آیفون صوتی الکتروپیک 0 10 mohammad
بهترین جمله برای مخ زنی چیه؟ 0 18 mohammad
انتشار رمان در اینترنت - سایت اشتراک گذاری رمان 0 17 mohammad
قالب انجمن رزبلاگ ریسپانسیو واکنشگرا 0 43 mohammad
فروش دامنه بورس خلیفه | بورس خلیفه 0 43 mohammad

عکس پروفایل دخترونه بدون متن

  • 13:11
  • 79  بازدید

عکس پروفایل دخترونه با گیتار

عکس پروفایل دخترونه بدون متن خاص و رمانتیک

***

مجوعه ای از عکس های شاد و غمگین بدون متن دخترونه مخصوص

پروفایل شبکه های اجتماعی واتس اپ, اینستاگرام , تلگرام و ...

عکس پروفایل دخترونه خاص

عکس پروفایل دخترونه

عکس پروفایل دخترونه جدید

عکس پروفایل دخترونه غمگین

***

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

***

رمان هاید

  • 12:55
  • 32  بازدید

دانلود رمان هاید

دانلود رمان هاید | مرجان جانی

دانلود رمان هاید اثر مرجان جانی به صورت pdf

رمان هاید

خلاصه رمان هاید

نفس حبس شدم رو بیرون دادم و خودم رو از داخل آب کشیدم بیرون…
دوباره نفس گرفتم و خواستم حرف بزنم که دوباره با دستاش به شونه‌هام فشار اورد و سرم رو برد داخل آب..
از زیر اب و یخ‌هایی که روی آب نقش می‌بست چهرش رو میدیدم..
درحالی که میخندید دستاش رو به شونم فشار میداد و اجازه بیرون اومدن بهم نمیداد..
کل بدنم یخ بسته بود… پاهام رو دیگه احساس نمی‌کردم..
به دستام که روی دستاش قرار داشت رمان تخیلی نگاه کردم… رنگشون سفید شده بود…
دیدم تار شد و چهره خندونش رو دیگه ندیدم.. فشار دستاش رو شونم کم شد و کلا ازم جدا شد…
ولی هیچ جونی تو تنم نمونده بود که بخوام بیرون بیام. کم کم تمام هوشیاریم رو از دست دادم..
چشمام رو باز کردم و خودم رو از بین یخ‌ها بیرون کشیدم و یه نفس عمیق کشیدم…
همونطور که قفسه سینم بالا پایین می‌شد شروع کردم به سرفه کردن..
به اطراف نگاه کردم ..
اینجا دیگه کجاست؟؟
من تو این همه یخ چیکار می‌کنم؟؟؟
با لرزی که تو تنم افتاد از وان بیرون اومدم و عقب عقب رفتم و به وان پر یخ نگاه کردم..
من مردم؟ این یعنی چی؟ چطوری اون تو بودم..؟!
با برخوردم به دیوار چشم از وان گرفتم و وحشت‌زده برگشتم عقب و به دیوار نگاه کردم.

دانلود رمان هاید در ادامه مطلب

رمان سالتو

  • 15:38
  • 42  بازدید

دانلود رمان سالتو + مهدی افروزمنش

دانلود رمان سالتو + مهدی افروزمنش

دانلود رمان سالتو اثر مهدی افروزمنش به صورت pdf

رمان سالتو

خلاصه ای از رمان:

زانوهام می سوخت و سفیدی پام را پشنگه های خون قرمز کرده بود.

از ناخن پای راستم هم انگار که شیر خراب باشد خون چکه می کرد و نمی دانستم نگاهش کنم یا نه.

نمی خواستم سرم را بلند کنم. دلایل خودم را داشتم؛ از همه مهم تر غرورم بود و چشم های قرمزشده ام،

یکهو صدایی داد زد «بيا نادر، پیداش کردم؛ این جاست.»

بم بود و جذاب، از آنهایی که انتظار داری از رادیو بشنوی،

نه از توی دستشویی نمور گند گرفته یک سالن ورزشی زهواردررفته. باز هم سرم را بلند نکردم

شاید دست شویی را پیدا کرده بودند و شاید هم منظورشان کس دیگری بود.

به هیچ وجه منتظر کسی نبودم و حتم به یقین کسی هم پی من نمی گشت.

چند ثانیه ای صدایی نیامد. بعد در آهنی جیغی کشید و بازتر شد.

دومی رسیده نرسیده گفت «پسر، تو معرکه…»

ادامه جمله اش را خورد و بهت زده گفت «سيا، این چرا این شکلیه؟»

باید سرم را بلند می کردم، با اشک چشمهام تار می دیدم شان

دومی مرد چهارشانه قد کوتاهی بود که موش را به دقت یک جراح از چپ به راست شانه کرده بود و کنارش سیا بود،

با یک پالتو نخودی رنگ و کفش هایی که کثافت های سقف را مثل آینه نشان می داد.

قد بلند و موی نقره ای کوتاه داشت که بالای صورت کشیده اش مرتب شده بود.

سیا چیزی نمی گفت، دوروبرم را نگاه کردم، سه نفر بودیم. دیگر شکی نداشتم که به خاطر من آن جا بودند

نادر دستش را که به بینی اش بود برداشت و آمد سمتم جلوم چمباتمه نشست،

انگار سال هاست می شناسدم دستش را روی شانه ام گذاشت و طوری پرسید «مربیت کیه بچه؟»

که فکر می کردی مجبوری جوابش را بدهی. عطرش کمی ہوی گه دست شویی را پس زده بود.

جواب ندادم. حال حرف زدن نداشتم. فقط نگاهش کردم.

بعد دست بردم ساک دستی پلاستیکی ام را برداشتم تا قبل هر اتفاق دیگری بزنم بیرون.

با من بلند شد و باز پرسید «مربیت کیه؟» تو گویی آسمان دهن باز کرده و من و او افتاده بودیم

بر آن موزاییک های جرم گرفته که وظیفه ازلی ابدی انسان را انجام دهیم؛ گفت و گو.

او سؤال بپرسد و من جواب بدهم. بی حوصله گفتم «مربی؟ مربی چی؟»

گلف که نیومدی، داشتی کشتی می گرفتی دیگه!» خوشم آمد. گفتم «مربی ندارم.»

*****

برای دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه کنین

*****

رمان جهانه گیتی

  • 14:42
  • 54  بازدید

دانلود رمان جهانه گیتی + شادی صالحی

دانلود رمان جهانه گیتی + شادی صالحی

دانلود رمان جهانه گیتی اثر شادی صالحی به صورت pdf

رمان جهانه گیتی

خلاصه ای از رمان:

خنده ای کردم و اشاره کرد به یخچال و همون‌طور ک داشت سیب زمینی پوست می‌گرفت گفت:

مامان جان یکم شربت ببر برا عمو اینات تازه رسیدن تو این گرما هلاک شدن.

چشمی گفتم و سمت یخچال رفتم و سن ایچ پرتقالیو و بطری ابو از تو یخچال

رفتم سمت کابینتا و لیوانارو برداشتم و شربت ریختم توش و خواستم ببرم که امیر از دستم گرفت و برد جلوی همه گرفت.

وقتی دیدم حواس همه پرته رو به امیز گفتم: امیر بیا بریم لب تاپ منو درست کن

منظورم و متوجه شد و پشت سرم راه افتاد وقتی رسیدیم تو اتاق و سریع درو بستم و رو بهش گفتم چیشده؟

انگار گفتن حرفش واسش سخت بود دستی روصوتش کشید نفسی عمیقی کشید و باز خیره خیره نگام کرد.

کلافه شدم و رفتم رو تخت کنارش نشستم -امیر میشه حرف بزنی قلبم در اومد چشماشو بست

و خدا نکنه ارومی زیر لب زمزمه کرد،همونطوری که چشماش بستع بود گفت: امروز خونه ی حاج منصور بودم.

با شنیدن حرفش یچی ریخت تو دلم میدونستم چشماشو باز نمیکنه تا نبینم که چشماش تره

دستمو بردم سمت یقم و یکم کشیدمش تا راحت تر بتونم نفس

بکشم با صدایی که سعی میکردم نلرزه گفتم:

چیشد؟ پاشد و روبه روم نشست وسرشو تکیه داد به شونم -گیتی من نمیخام دختر حاج منصورو بگیرم.

با گفتن این حرفش بغض کردم،منو امیر شاید اعتراف نمیکردیم

ولی جفتمون میدونستیم جونمون براهمدیگه درمیره.

حاج منصور داییه امیر بود و تو خونواده سنتی ما دختر حاج منصور ینی ارزو نشون شده ی امیر بود!

قدرت زدن هیچ حرفیو نداشتم خواستم دستمو دور کمرش

حلقه کنم و عطر تلخشو ببلعم ولی صدای پای کسی اجازه نداد...

*****

برای دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه کنین

*****

رمان خوشبختانه من یک زنم

  • 13:30
  • 75  بازدید

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم + آذین بانو

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم + آذین بانو

دانلود رمان خوشبختانه من یک زنم اثر آذین بانو به صورت pdf

رمان خوشبختانه من یک زنم

خلاصه ای از رمان:

انگار میدونست تهدیدم تو خالیه که شاد خندید. با جیغ برگشتم سمت یاسر:

_یاسر بگو نزدیک نیان خودمو میکشم بخدا.

خونمو میندازم گردنتون یاسر اونقدر سرگرم مژگان بود که مطمئن بودم چیزی نشنیده بود….

اونقدر جیغ زدمو و به صورت اون حیوون چنگ زدم که خودم خسته شدم.. میدونستم گرفتار کفتار شده بود.

بهم عارض شده بود… من چیزی واسه از دست دادن نداشتم دیگه. یاسر ایستاده بود بالا سرم

آخرین چیزی که یادم میاد چهره یاسر بود که داشت با بهت نگاهم میکرد.

بیهوش شدم وقتی که چشم باز کردم داخل بیمارستان بودم.همه چیز یادم اومده بود.

من تمام حیثیتمو باخته بودم…. در اتاق باز شد…. مامان با عمو امین اومد داخل..

مامان با گریه کنار تخت ایستاد  دست کشید رو سرم. بی تفاوت نگاهش کردم.

عمو امین یه قدم دیگه اومد نزدیک تر و درست کنار مامان ایستاد.

دست کشید به ته ریشش و نفسشو پر صدا آزاد کرد

شوهر مامان بود.. وقی بابا ولمون کرد  بی هیچ توضیحی رفت.

با وکالتی که داده بود مامان طلاق گرفت.من فقط چهار سالم بود…

مامان مجبور بود بخاطر اینکه خرجمونو در بیاره تو خونه های مردم کار بکنه.

عمو امین یکی از همون آدمایی بود که مامان تو خونشون کار می کرد.

زنش ام اس داشت و داشتن از هم جدا میشدن.. به مامان پیشنهاد ازدواج داد.

تو همون سن کمم میتونستم بفهمم نمیتونم با این ازدواج کنار بیام اما واقعیت این بود که از من کاری بر نمیومد.

******

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

******

مداحی دنیا محل گذره ولی از روضه هات نه حسین

  • 15:47
  • 19  بازدید

دانلود مداحی دنیا محل گذره ولی از روضه هات نه حسین

دانلود مداحی دنیا محل گذره ولی از روضه هات نه حسین 

دانلود نوحه محمد حسین پویا نفر دنیا محل گذره ولی

از روضه هات نه حسین با لینک مستقیم به همراه متن

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

مداحی دوباره مضطرم حرم حرم حرم حمید علیمی

  • 15:30
  • 24  بازدید

دانلود مداحی دوباره مضطرم حرم حرم حرم | حمید علیمی

دانلود مداحی دوباره مضطرم حرم حرم حرم | حمید علیمی

دانلود نوحه حمید علیمی دوباره مضطرم حرم حرم حرم از حمید علیمی

با لینک مستقیم به همراه متن نوحه

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

مداحی یه حرم داره اربابو یه جهان گرفتارش

  • 15:12
  • 18  بازدید

دانلود مداحی یه حرم داره اربابو یه جهان گرفتارش | مجتبی رمضانی

دانلود مداحی یه حرم داره اربابو یه جهان گرفتارش | مجتبی رمضانی

دانلود نوحه یه حرم داره اربابو یه جهان گرفتارش

از مجتبی رمضانی با لینک مستقیم به همراه متن نوحه

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

مداحی قصه بابا محسن لرستانی

  • 13:41
  • 20  بازدید

دانلود مداحی محسن لرستانی قصه بابا

دانلود مداحی محسن لرستانی قصه بابا

دانلود نوحه قصه بابا با مداحی محسن لرستانی

با لینک مستقیم به همراه متن نوحه

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

مداحی تموم خواب و خیالم توی بین الحرمین

  • 13:22
  • 30  بازدید

دانلود مداحی تموم خواب و خیالم توی بین الحرمین | سید جواد ذاکر

دانلود مداحی تموم خواب و خیالم توی بین الحرمین | سید جواد ذاکر

دانلود نوحه سید جواد ذاکر تموم خواب و خیالم توی بین الحرمین

با لینک مستقیم به همراه متن نوحه

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنین

عاشقانه

عکس کیوت دخترونه مخصوص پروفایل

مجموعه ای از عکس های کیوت دخترونه جدید خاص و زیبا مخصوص پروفایل واتس اپ تلگرام و اینستاگرام

برای دیدن عکس ها کلیک کنید

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید