نوشته های عاشقانه

♥≈♥≈♥≈♥≈♥ نام رمان: تمام قلبم مال تو نویسنده: بهاره شریفی موضوع: عاشقانه تعداد صفحات: 1219 دانلود رمان با لینک مستقیم ♥≈&h

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
کانال پول داغ بورس | فیلتر پول داغ 0 1694 mohammad
فیلتر کد به کد حقیقی به حقوقی | خروج پول حقیقی 0 368 mohammad
فیلتر کد به کد حقوقی به حقیقی | ورود پول حقیقی 0 291 mohammad
فیلتر سرانه خرید حقیقی دو برابر سرانه فروش حقیقی 0 364 mohammad
فیلتر اردر ترس در بورس 0 240 mohammad
فیلتر اردر حمایتی در بورس 0 281 mohammad

رمان تمام قلبم مال تو

  • 12:24
  • 857  بازدید

دانلود رمان تمام قلبم مال تو نویسنده بهاره شریفی

دانلود رمان تمام قلبم مال تو نویسنده بهاره شریفی

قسمتی از رمان تمام قلبم  مال تو

ده روز مانده به عروسی بهرام بود و بهناز مشغول دوختن لباس که متوجه شد نخ یکی از رنگ های مورد نظرش تمام شده بهار را صدا زد و تکه پارچه ای به دستش داد و گفت: بهار من یه خرازی تو خیابون اصلی دیدم. بدو برو نخ رنگ این پارچه رو برای من بخر و بیار بدو آبجی. این نخ باشه من کار این لباسم امروز تمام میکنم عصرم میخوام برم خونه دیگه صدای رضا در اومده. بهار مردد ماند چکار کند. _ولى بهناز من تنها میترسم برم. خودت که می دونی چی شده. _بابا می خوای تا سر کوچه بری و بیای من

همون اولم باروم نشد که این کارا کار صادق باشه اتفاق بوده دیگه. برو چیزی نمیشه. بهار با فکری مشغول لباسش را عوض کرد و مانتوی مشکی اش را پوشید و با کیف پولش از خانه خارج شد. نگاهش را با ترس به اطراف می گرداند تا مطمئن شود کسی منتظرش نیست تا بلایی بر سرش بیاورد ولی بهار هرگز متوجه نبود که صادق همیشه خودش توی یک ماشین کشیک او وخانواده اش را می کشیده و بعد از آنکه بهنام او را به مدرسه می رساند. منتظر فرصت است تا فکرش را عملی کند. بهار با تردید از خیابان

عبور کرد و وارد مغازه شد نخ را خرید و با عجله برگشت. درست روبه روی خیابان خودشان بود که صدای ترمز ماشینی را شنید. تا به خودش بیاید کسی از پشت بغلش کرد و کشان کشان به طرف ماشین می برد. بهار وحشت زده شروع به دست و پا زدن کرد داشت از حال میرفت ولی به خودش نهیب زدن الان وقت ضعف نشان دادن نیست. دست مردی که او را سخت در آغوش کشیده بود با تمام قدرت گاز گرفت دست مرد برای لحظه ای رها شد ولی قبل از اینکه بهار بتواند فرار کند مچ دستش را دوباره چنگ زد.