نوشته های عاشقانه

دانلود رمان جدید طمع برای پایان اثر راضیه خیرآبادی با فرمت pdf و موضوع عاشقانه اجتماعی خانوادگی دانلود رمان جدید

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
علائم خرابی و تست شارژر موتور سیکلت 0 14 mohammad
تبدیل شارژر پنج سیم به چهار سیم موتورسیکلت 0 10 mohammad
دانلود فیلتر شکن پرسرعت و قوی اندروید vpn for android 0 64 mohammad
کانال تلگرام سیگنال vip بورس رایگان 0 26 mohammad
فیلتر ورود پول هوشمند بورس 0 18 mohammad
فیلتر شناسایی سهام مستعد رشد و شارپی در بورس 0 35 mohammad

رمان طمع برای پایان

  • 11:32
  • 41  بازدید

دانلود رمان طمع برای پایان

دانلود رمان طمع برای پایان از راضیه خیرآبادی

خلاصه رمان طمع برای پایان

ما 5 خواهر بودیم که با پدر و مادرم یک خانواده ی 7 نفره را تشکیل می دادیم بابا شغلش کارگری بود و به تریاک اعتیاد داشت، مامان ،من ، زیور و زمرد هم قالی می بافتیم. البته زمزد خیاطی هم می رفت.، اشرف و وحیده هم ازدواج کرده بودند و هر کدام سر زندگی خودشان بودند. مامان و بابا بچه آوردند تا پسر دار بشوند و وقتی من هم دختر شدم دیگه نا امید شدن از پسر دار شدن و این باعث شد آن ها اصلا من را دوست نداشته باشند.

یعنی اصلا دوسم نداشتند و همیشه کمبود محبت را حس می کردم ولی خوب بود که زمرد را داشتم، فقط با او خانه قابل تحمل می شد. زیور هم که چون شوهر نکرده بود و من چند بار با این چشم های داغونم باز هم خواستگار داشتم انگار از من کینه ای به دل گرفته بود! اصلا حتی یک بار هم مثل یک خواهر با من رفتار نکرد بیشتر شبیه یک جاسوس بود تا آتو دست مامان بابا بدهد. چند ساعت بعد از آمدن آبجی اشرف، آبجی وحیده هم آمد آن هم با حسین که عشق بابا بود.

تا آن ها آمدند انگار بابا از این رو به آن رو شد! بی وقفه با حسین بازی می کرد و من هم از فرصت استفاده می کردم و یادش می انداختم که عینکم را ببرد و درست کند . جواب هم داد و برای تعویض شیشه هایش رفت آن شب بدون عینک خیلی سخت گذشت اما چاره ای نبود و سعی کردم با بودن کنار نوه های بامزه و شلوغ، خودم را بزنم به بیخیالی روز بعد که از شانس بد من جمعه هم بود با کمک خواهر ها خانه را کامل تمیز کردیم تا برای مهمان های فردا شب همه چی آماده باشد.

ما زاهدان زندگی می کردیم و خانه مان یک خانه ی 150 متری قدیمی ساخت بود که دو اتاق داشت و یک حیاط کوچک و پر درخت، البته بزرگی اش را موقع تمیزکاری بیشتر حس می کردم . بالاخره بابا عینکم را درست کرده بود آورد و من توانستم جایی را ببینم ، با انرژی بیشتر در کارهای خانه کمک کردم و ساعتی که خانواده خاله قرار بود بیایند رسید.

دانلود رمان طمع برای پایان

نام رمان: طمع برای پایان

نویسنده: راضیه خیرآبادی

موضوع: عاشقانه/اجتماعی/خانوادگی

تعداد صفحات: 666

دانلود رمان خواندن این رمان جرم است

دانلود رمان طمع برای پایان به صورت pdf

مطالب مرتبط:
لایک : 0
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید