نوشته های عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه اجتماعی و معمایی یار مجنون اثر اذر دخت (زهرا اچ) با فرمت pdf و لینک مستقیم دانلود دانلود رمان جدید عاشقانه و بدون سانسور

ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
کانال پول داغ بورس | فیلتر پول داغ 0 1707 mohammad
فیلتر کد به کد حقیقی به حقوقی | خروج پول حقیقی 0 373 mohammad
فیلتر کد به کد حقوقی به حقیقی | ورود پول حقیقی 0 294 mohammad
فیلتر سرانه خرید حقیقی دو برابر سرانه فروش حقیقی 0 367 mohammad
فیلتر اردر ترس در بورس 0 242 mohammad
فیلتر اردر حمایتی در بورس 0 286 mohammad

دانلود رمان یار مجنون

  • 12:18
  • 358  بازدید

دانلود رمان یار مجنون نویسنده آذر دخت (زهرا اچ)

دانلود رمان یار مجنون نویسنده آذر دخت (زهرا اچ)

خلاصه رمان یار مجنون

خدایا! سرم داشت می‌ترکید. حتی فکرشم عذابم می‌داد چه برسه به عملی کردنش و انجام دادن این کار فوق العاده سخت. آخه یعنی چی؟ چرا از بین این همه آدم من باید این کار رو انجام بدم؟

نفسم رو پوف مانند دادم بیرون و با انگشت‌هام شقیقه ام رو فشار دادم تا از فشار ناگهانی که داییم بهم وارد کرده بود، کمی کم بشه؛ اما دریغ.

برای چند دقیقه اتفاقات چند لحظه پیش برام تکرار شد.

با احساس کوفتگی که از صبح تا الان به همراهم بود، وارد کلاس شدم.

نگاه اجمالی به قسمت دخترها انداختم و با دیدن بهار با قدم‌های خسته به سمتش حرکت کردم و روی صندلی مشکی رنگی که کنار صندلی بهار جا خوش کرده بود، نشستم.

سرم خیلی درد می‌کرد؛ چون شب قبل برای پروژه تحقیقاتی استاد شایگان تا صبح بیدار بودم و بدون خوردن صبحانه راهی دانشگاه شده بودم.

اصلا استراحتی نداشتم و این سردردم رو تشدید می‌کرد.

دستم رو گذاشتم روی میز صندلی و درحالی که چشم‌هام رو که در اثر سر درد سوزش شدیدی به جونش افتاده بود، میبستم، سرم رو روی مچ دستم گذاشتم.

چند لحظه ای نگذشته بود که صدای نگران بهار رو زیر گوشم شنیدم.

– لیلی؟

سرم رو از روی مچ دستم بالا اوردم و به سمتش برگشتم.

***

نام رمان: یار مجنون

نویسنده: آذر دخت (زهرا اچ)

موضوع: عاشقانه/اجتماعی/معمایی

تعداد صفحات: 652

***

دانلود رمان یار مجنون با فرمت pdf

مطالب مرتبط:
لایک : 0
کد امنیتی رفرش